محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
48
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اينكه از احساس و عواطف انسانى خود بهره برده است ؟ هرگز چنين نيست ! براى على عليه السّلام هيچ احساس و علاقهاى و هيچ عقل و غريزهاى جز اسلام نيست . اسلام با همه درونمايههايش بهترين است و از اينرو رسالت پيامبران پيشين را تأييد نموده و همه خوبىهاى اديان ، سنتها ، آئينها و قوانين شرقى و غربى ، كهنه و نو و بهطوركلى هر عنصر سودمندى كه نيازهاى مردم را برآورده مىكند ، برگرفته و در خود جاى مىدهد . اسلام در اين فرايند به نام و شكل و آداب و رسوم توجهى نداشته و صرفا گوهر آنها را مدنظر دارد . هيچ دانشمند بىغرضى مخالف ارزشهاى اسلام نيست ؛ چرا كه امور بشر بدون اسلام استوار نمىشود و ارزشهاى اسلام براى بر طرف كردن نيازهاى مادى و معنوى انسان كافى است و مسلمانان با وجود دين و شريعت اسلامى از قوانين و ارزشهاى وارداتى بىنياز هستند . اما معناى اين سخن آن نيست كه خير در شكلهاى گوناگون آن در انحصار دين يا ملتى است . در بسيارى از نظامها عناصرى از خير و شر يافت مىشود و اسلام نيز همانند هر آيين ديگرى حاوى عناصر خير است ؛ اما بر خلاف آنها هيچ عنصر شرى در آن يافت نمىشود . همچنين گاهى اعمال غيرمسلمانان ناخواسته مطابق اسلام است . شيخ محمد عبده در اينباره مىگويد : « در اروپا مىتوان مسلمانانى را بدون نام مسلمانى يافت و در سرزمينهاى اسلامى نيز اسلام بدون مسلمانان وجود دارد . » « 1 » فيلسوف و شاعر مشهور اقبال لاهورى نيز مىگويد : « اسلام با
--> ( 1 ) . محاضرات شيخ محمد عبده : 127 ؛ فقه السنة : 2 / 217 به بعد .